تبليغاتX
نه دل در دست محبوبي گرفتار، نه سردرکوچه باغي برسردار، از اين بيهوده گرديدن چه حاصل ؟؟ پياده مي شوم، دنيا نگهدار کوچه باغ زندگی


کوچه باغ زندگی


نازد به خودش خدا که حيدر دارد / درياي فضائلي مطهر دارد
همتاي علي نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد
عيد غدير مبارک باد


چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند
بردند به میزان عمل سنجیدند
بیش از همه کس گناه ما بود ولی
آن را به محبت علی بخشیدند

 

نوشته شده در پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 23:32 توسط الهام| |

 

 

پاییزو دوست دارم چون احساس میکنم با من همدرده ،  با اومدنش تصویر خودمو توش میبینم


گاهی دلش پره ومیباره ، گاهی دلش میگیره وبا حسرت به اونایی نگاه میکنه که دلشادن ،


برگهای زرد ونارنجیش منو یاد چهره ی زرد وزار خودم میندازه ، برگهای خشک شده روی زمین وصدای خش خش

 اون زیر پای عابران  ورهگذران منو یاد آرزوهای پایمال شده وبی ثمرم میندازه


وکسانی که خواسته یا ناخواسته پا روی دلم گذاشتن بی آنکه بدانند ...


آه


ای پاییز دل انگیز با اینهمه غم انگیزی چه زیبایی ودوست داشتنی


به تو غبطه میخورم چون تمام زردیها و گرفتگیهایت به زودی به سبزی وروشنایی وگرما تبدیل میشود و میدانی

 چه آینده ای در انتظارت است


اما من نه رد پایی که روی دلم گذاشته شده پاک میشود نه قلبی که شکسته خوب میشود واز آینده هیچ نمیدانم وتنها آه میکشم

نوشته شده در دوشنبه 2 آذر1388ساعت 17:11 توسط الهام| |


تست روانشناسي براي شناخت شخصيت خودتان
 

روش كار با اين نوع تست بدين صورت است كه با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال مشخص شده جواب دهید. مثلا اگر گزینه ج سوال ۱ را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ (كه در جلو گزينه ج مشخص شده) مراجعه کنید و تا آخر بهمين شكل ادامه دهيد تا نوع شخصيت شما شناسايي گردد .

۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید؟

الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲
ب) توکیو : رجوع به سوال ۳
ج) پاریس : رجوع به سوال ۴


۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید؟

الف) بله : رجوع به سوال ۴
ب) خیر : رجوع به سوال ۳


۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید؟

الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴
ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵
ج) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال ۶


۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟

الف) بله : رجوع به سوال ۵
ب) خیر : رجوع به سوال ۶


۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان میدهید؟

الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶
ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم : رجوع به سوال ۷
ج) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم : رجوع به سوال ۸


۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟

الف) بله : رجوع به سوال ۷
ب) خیر : رجوع به سوال ۸


۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟

الف) بله : رجوع به سوال ۹
ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰


۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟

الف) مرد : رجوع به سوال ۹
ب) زن : رجوع به سوال ۱۰
ج) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴


۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟

الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۱


۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟

الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۳

 

پاسخ و تفسيــــر شخصيت ها
 

شخصیت نوع 1 :
به شما تبریک می گوییم: شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید. حتی از منظر او شما زیبایی چشم گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید بلکه شما فرد فرهیخته ای هستید و می دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت تان را در اختیارش بگذارید. به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می روید.

شخصیت نوع 2 :
کاملا" خوب: شما به راحتی همسرتان را جذب می کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی کنید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.

شخصیت نوع 3 :
بد نیست: شما نمی توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او ميتواند با تکیه بر آنها با شما کنار بیاید. سعی كنید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه ای داشته باشید. شما در چشم دوستانتان فردی کاملا صمیمی هستید.

شخصیت نوع 4 :
مواظب باشید: شما نمی توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که از دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید. گاهی مواقع از خودتان بی تفاوتی هایی نشان می دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید.

 

 

 

تو همیشه با ارزش هستی !

یک سخنران معروف در مجلسی ، یک اسکناس صد دلاری را از جیبش بیرون آوردو پرسید :چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد ؟دست همه حاضرین بالا رفت .

سخنران گفت: بسیار خوب ، من این اسکناس را به یکی از شماها میدهم ولی قبل از اون میخوام کاری بکنم !

سپس در برابر نگاههای متعجب حاضرین اسکناس را مچاله کرد وباز پرسید: چه کسی هنوز مایله این اسکناسو داشته باشه؟ وباز دستها بالا رفت .

این بار مرد، اسکناس مچاله شده را روی زمین انداخت وچند بار ان را لگد کردوبا کفش خود آنرا روی زمین کشید ! بعد اسکناس رو برداشت وپرسید : خوب ، حالا چه کسی حاضره صاحب این اسکناس بشه ؟

باز همه دستها بالا رفت.

سخنران گفت : دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم از ارزش اسکناس چیزی کم نشد وهمه شما خواهان آن هستید .

وادامه داد : زندگی واقعی هم همینطوره ، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روبرو میشیم ، خم میشیم ،مچاله میشیم ،خاک آلود میشیم واحساس میکنیم که دیگر ارزش نداریم ، ولی اینگونه نیست وصرف نظر از اینکه چه بلایی به سرمون اومده هرگز ارزش خودمونو از دست نمیدیم وهنوز هم برای افرادی که دوستمون دارند آدم با ارزشی هستیم .

نوشته شده در جمعه 1 آبان1388ساعت 17:13 توسط الهام| |

 

 

 

 

 

دنگ دنگ ، ساعت گیج زمان در شب عمر
میزند پی در پی زنگ
زهر این فکر که این دم گذر است
میشود نقش به دیوار رگ هستی من
لحظه ام پر شده از لذت
یا به زنگار غمی آلودست
لیک چون باید از این دم گذرد ،
پس اگر می گریم
گریه ام بی ثمر است
واگر میخندم
خنده ام بیهودست
لحظه ها میگذرد
آنچه بگذشت ،نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز
مثل اینست که یک پرسش بی پاسخ
بر لب سرد زمان ماسیده
تند بر میخیزم
تا به دیوار همین لحظه که در آن همه چیز
رنگ لذت دارد،آویزم
آنچه می ماند از این جهد به جای
خنده ی لحظه ی پنهان شده از چشمانم
وآنچه بر پیکر او می ماند :

نقش انگشتانم
فرصتی از کف رفت
قصه ای گشت تمام
لحظه باید پی لحظه گذرد
که جان گیرد در فکر دوام
این دوامی که درون رگ من ریخته زهر
وارهانیده از اندیشه ی من رشته ی حال
وز رهی دور ودراز
داده پیوندم با فکر زوال

نوشته شده در یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 9:50 توسط الهام| |


Design By : Night Skin