کوچه باغ زندگی
پیغام گیر تلفن مادربزرگ ها و پدربزرگ ها " زراعت وجود " اگر وجود خویش را به زمینی تشبیه کنیم ، خودسازی وتهذیب نفس وگام زدن در مسیر معنویت " زراعت وجودی " است و زدودن علفهای هرزه وشاخ وبرگهای آفت گرفته از این باغ به شمار میرود. واگر وجود خود را همچون نهالی بالنده ورو به رشد بدانیم ،آراستگی به کمالات اخلاقی و ارزشهای معنوی مثل شکفتن غنچه که ناشکفته پرپر شود وشاخه ای که به بار ننشسته بشکند و و خرمنی که به بهره نرسیده بسوزد! بذر مزرعه وجود ما گاهی موعظه وحکمت است و گاهی تنبه و بیداری زمینه ساز شکفتن گل کمال می شود. گاهی هم قرار گرفتن در مدار جاذبه یک روح قوی و عرفانی ، یک پیام جان بخش وحیاتی، یک مناسبت الهام بخش وتحول آفرین انسان را بالا میکشد واز خاک به افلاک می رساند.کلاس آفرینش برای جذب شاگردان مستعد خودسازی همیشه دایراست وفرصتهای بی شمار فراهم است. در این میان ماییم ودرسها وبرداشتها وبهره ها از ایام .برای اهل دل یافتن حال و هوای معنوی ، اوج لحظه های حضور در پیشگاه محبوب است. رها شدگان ازدام ابلیس ونجات یافتگان از چنگ عادات زشت وزندان "هوای نفس" باید براین توفیق رهایی، شاکرباشند که کششهای محبوب ازلی آنان را جذب معنویت کرده است . با حاکم ساختن اراده برعادات بد وغلبه برگناهان باید نشان داد که انسان استحقاق " خلیفه الهی " را دارد.این جهان مزرعه آخرت است هرچه میخواهد دلت ای دوست بکار مشکلات زندگی و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند زمین بگذارید. عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید! یک تست روانشناسی که توسط زیگموند فروید طراحی شده. این یک تست روانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هر یک از 5 مورد بالا نشون دهنده یکی از جنبه های زندگی شماست. خدا را ، بلبلان، تنها مخوانید مرا هم یک نفس از خود بدانید! هزاران قصه ناگفته دارم ، غمم را بشنوید، از خود مرانید! شمادانید ومن ،کاین ناله از چیست، چه دردست این که در هر سینه ای نیست ندانم آن که سر شار از غم عشق ، جدایی را تحمل میکند کیست ؟ مرا آن نازنین از یاد برده، به آغوش فراموشی سپرده امیدم خفته، اندوهم شکفته، دلم مرده ، تن وجانم فسرده، اگر من لاله ای بودم به باغی نسیمی میگرفت از من سراغی! دریغا لاله ی این شوره زارم ندارم همدمی، جز درد و داغی دل من ، جام لبریز از صفا بود از این دلها از این دلها جدا بود شکستندش به خودخواهی شکستند خطا بود آن محبتها خطا بود خدا را ، بلبلان، تنها مخوانید مرا هم یک نفس از خود بدانید! هزاران قصه ناگفته دارم ، غمم را بشنوید، از خود مرانید! شعر از : فریدون مشیری وقتی که درد دارید به عکسهای افرادی که دوستشان دارید نگاه کنید! پژوهشگران آمریکایی دریافتند که نگاه کردن به آلبوم عکسهای عزیزان می تواند همانند یک داروی تسکین دهنده درد عمل کند. محققان دانشگاه لس آنجلس در تحقیقات خود کشف کردند که تماشای تصاویر فرزندان، والدین، همسر ویا دوستان نزدیک میتواند افکار مثبتی را در ذهن افراد ایجاد کند. این افکار مثبت به اندازه ای قوی هستند که می توانند به تسکین درد وحذف بیشتر ناراحتیهای فیزیکی کمک کنند. دانشمندان اظهار داشتند : ما برای آزمایش اثرات حمایتهای انسانی در مدت درد کشیدن ۲۸ داوطلب را مورد امتحان قرار دادیم . در این آزمایشات ما از یک سری از تسکین دهنده های طبیعی درد استفاده کردیم وواکنشهای شرکت کنندگان را تحت نظر قرار دادیم . این دانشمندان دریافتند که بهترین نتیجه کاهش درد زمانی به دست آمد که داوطلبان دست همسر خود را گرفته بودند وبه چهره وی نگاه می کردند . زمانی که بیمار در مدت انجام یک معالجه پزشکی دردناک چند عکس از عزیزان خود را به همراه داشته باشد کمتر درد میکشد . تحقیقات پیشین نشان میداد که نگاه کردن به محل درد نیز می تواند اثرات درد را تا حد چشمگیری کاهش دهد. درد و دل با خدای مهربون گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه دیروز بود وهراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم ، آرام برایت بگویم و بگریم ، در آن لحظات شانه های تو کجا بود ؟ گفت: عزیز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی ، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی . من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟ گفت : عزیزتر از هر چه هست ، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند،اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان ، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود . گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سرراهم گذاشته بودی ؟ گفت : بارها صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی ، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیز از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید . گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی ؟ گفت : روزیت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ، پناهت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ، بارها گل برایت فرستادم ، کلامی نگفتی ، می خواستم برایم بگویی آخر توبنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اینگونه شد که صدایم کردی . گفتم : پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟ گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم ، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر ، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرارنمی کنی وگر نه همان بار اول شفایت می دادم . گفتم : مهربانترین خدا ، دوست دارمت ... گفت : عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ... منبع : (پشت نقاب شب ) نويسنده : سعید علیزاده پروین شما ميوه کدام درخت هستيد؟ (با توجه به روز و ماه تولدتان) برو به ادامه مطلب منبع : نيک صالحي دات کام سوال اول فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟ . . . . . . پاسخ: راننده هم سن شماست ، به سوال دقت کنید! گفته شده فرض کنید راننده اتوبوس برقی هستید . سوأل سوم: سوأل چهارم: پدر ماري، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono.
هم اکنون در دسترس نیستیم؛ لطفا" بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید:
اگر شما یکی از بچه های ما هستید؛ شماره 1 را فشار دهید.
اگر می خواهید بچه تان را نگه داریم؛ شماره 2 را فشار دهید.
اگر می خواهید ماشین را قرض بگیرید؛ شماره 3 را فشار دهید.
اگر می خواهید لباسهایتان را تعمیر کنیم؛ شماره 4 را فشار دهید.
اگر می خواهید بچه تان امشب پیش ما بخوابد؛ شماره 5 را فشار دهید.
اگر می خواهید بچه تان را از مدرسه برداریم؛ شماره 6 را فشار دهید.
اگر می خواهید برای مهمانان آخر هفته تان غذا درست کنیم؛ شماره 7 را فشار دهید.
اگر می خواهید امشب برای شام بیایید؛ شماره 8 را فشار دهید.
اگر پول می خواهید؛ شماره 9 را فشار دهید.
اما اگر می خواهید ما را برای شام دعوت کنید یا ما را به گردش ببرید،
بگویید، ما داریم گوش می کنیم ...

![]()

:استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید
به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟
شاگردان جواب دادند:
50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم
استاد گفت:
من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست.
اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید:
خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد.
حق با توست... حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند.
استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.
اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است.. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از
دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری.
زندگی همین است!
فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد.
1- تلفن زنگ میزنه
2- بچه تان گریه میکنه
3-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه
4- لباس ها را بیرون روی طناب پین کرده اید و بارون میگیره
5- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه
خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کارها رو انجام میدید؟ یعنی از شماره ی
1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدید؟
اولویت های خودتونو تعیین کنید و برای تحلیلش پایین صفحه رو ببینید.
1- زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست.
2- گریه بچه، نشون دهنده خانواده است.
3- زنگ در خونه، نشون دهنده دوستان شماست.
4- لباس ها، نشون دهنده پول هستن.
5- سر رفتن آب، نشون دهنده میل جنسی هستش.
ترتیب انتخاب های شما نشون دهنده اولویت های ذهن شما در زندگیه




ادامه مطلب

سوأل دوم :
فرض کنيد در يک مسابقه دوي سرعت شرکت کرده ايد. شما از نفر دوم سبقت مي گيريد حالا نفر چندم هستيد؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ:
اگر پاسخ داديد که نفر اول هستيد، کاملاً در اشتباه هستيد! اگر شما از نفر دوم سبقت بگيريد، جاي او را مي گيريد و نفر دوم خواهيد بود.
سعي کن سوأل سومو بهتر جواب بديد
براي پاسخ به سوأل دوم، بايد زمان کمتري را نسبت به سوأل اول فکر کني.
اگر شما توي همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگيريد، نفر چندم خواهيد شد؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب:
اگر جواب شما اين باشه که شما يکي مانده به آخر هستيد، باز هم در اشتباهيد. بگيد ببينم شما چه طور مي تونيد از نفر آخر سبقت بگيريد؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشيد، خوب شما نفر آخر هستيد و از خودتون مي خواهيد سبقت بگيريد؟؟؟؟)
رياضيات فريبنده!!! اين سوأل رو فقط ذهني حل کنيد. از قلم و کاغذ و ماشين حساب استفاده نکنيد. عدد 1000 رو فرض کنيد. 40 رو به اون اضافه کنيد. حاصل رو با يک 1000 ديگه جمع کنيد. عدد 30 رو به جواب اضافه کنيد. با يک هزار ديگه جمع کنيد. حالا 20 تا ديگه به حاصل جمع، اضافه کنيد. 1000 تاي ديگه جمع کنيد و نهايتاً 10 تا ديگه به حاصل اضافه کنيد. حاصل جمع بالا چنده؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب :
به عدد 5000 رسيديد؟ جواب درست 4100 است.
باور نداريد؟ با ماشين حساب حساب کنيد
شايد بتونيد سوأل آخر رو جواب بديد. تمام سعي خودتون رو بکنيد.
اسم پنجمي چيه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب: Nunu؟
نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماري هستش. يک بار ديگه سوأل رو بخونيد.
| Design By : Pars Skin |


